صدانت

فایل صوتی سخنان استاد ملکیان با موضوع شکاف میان معرفت اخلاقی و عمل اخلاقی

+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1392ساعت 20:58  توسط رضا ایرانمنش  | 

مناظره دکتر ملکیان و حجت الاسلام میرباقری با موضوع علم دینی

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 مرداد1392ساعت 21:57  توسط رضا ایرانمنش  | 

نپرس چه باید كرد بپرس چگونه باید بود+pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1392ساعت 19:1  توسط رضا ایرانمنش  | 

کتاب‌های پیشنهادی مصطفی ملکیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1392ساعت 16:4  توسط رضا ایرانمنش  | 

مردان بزرگ، مو های سفید ...

بالاخره تصویرش را بعد از یک سال دیدم

چندی قبل از بیمارستان مرخص شده بود

مو هایش سفید شده ،قدش خمیده...

خیلی بیشتر از یک سال پیر شده بود

درد خودش کم نبود...

به قول خودش:

(یک سال و دو روز طول کشید تا از هر هفت

دانشگاهی که تدریس میکردم اخراج شدم!)

اما فکر خودش نبود

رنج مردم او را افسرده کرده بود...


برچسب‌ها: دکتر مصطفی ملکیان, ملکیان, ملکیان روانشناسی, ملکیان بیمارستان, خبر جدید از ملکیان
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 تیر1392ساعت 12:37  توسط رضا ایرانمنش  | 

دانلود مناظره استاد ملكيان در مورد سكولاريزم و حكومت ديني

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اسفند1391ساعت 23:6  توسط رضا ایرانمنش  | 

مناجات دکتر مصطفی ملکیان+pdf

Download PDF

خدایا، اندیشه‌ام را در مسیری معنوی و روحانی قرار ده، تا روحم را با تو درآمیزم، و لذت ِ بودن ِ با تو را در لحظه لحظه‌ی زندگی‌ام دریابم.

 

خدایا، اندیشه‌ام را چنان محکم ‌ساز که به حقیقت و عقلانیت متعهد باشم، و تنها بر پایه فهم و تشخیص خودم از زندگی، زندگی کنم، تا بتوانم از آنچه جامعه و دیگران از من می‌خواهند فراتر بروم.

 

خدایا، به من بینشی عطا کن که هیچ وقت خود را با دیگران مقایسه نکنم، بر آنهایی که از من برتر هستند حسد نورزم، و بر آنها که پایین ترند فخر نفروشم، و بر آنچه دارم قناعت کنم و همواره در این اندیشه باشم که از آنچه در حال حاضر هستم، فراتر بروم.

 

خدایا، به من فهمی عطا کن تا تفاوتهای خود با دیگران را دریابم، و بفهمم که با شخصیت منحصربه فردی که دارم قاعدتا زندگی منحصربه فردی نیز برای خود خواهم داشت، که از جهاتی می تواند متفاوت از زندگی دیگران باشد، مهم آن است که به تفاوتهای خودم و تفاوتهای دیگران احترام بگذارم و زندگی ام را منطبق با آن چه هستم، شکل ببخشم.

 

خدایا، توانایی ِ عشق به دیگری را در وجودم بارور ساز، تا انسان ها را خالصانه دوست بدارم، و بهترین لحظات لذت زندگی ام، لحظاتی باشد که بدون هیچ نوع چشمداشتی، خدمتی به همنوع ام می کنم.

 

خدایا، مرا از هر نوع نفرت و کینه ای که حوادث تلخ روزگار بر وجودم نهاده است، رها کن، تا با رهایی از نفرت و کینه، بتوانم دیگران را آن طور که هستند، بپذیرم و دوست بدارم.

 

خدایا، فهم مرا از زندگی آن چنان ژرف ساز تا قوانین آن را دریابم، و بفهمم که در زندگی چیزهایی هست که قابل تغییر نیست، قوانینی هست که از آنها تخطی نمی توان کرد، تا ساده لوحانه نپندارم که هر آنچه می خواهم را می توانم داشته باشم، و هر آنچه آرزو می کنم خواهم داشت.

 

خدایا، این توانایی را به من عطا فرما تا در لحظه لحظه زندگی ام، در لحظه حال و برای آنچه هم اکنون می گذرد زندگی کنم، و زیبایی ها و شادی هایی که هم اکنون از آن برخوردار هستم را با اندیشیدن بیش از حد به گذشته ای که دیگر پایان یافته است، و دغدغه بیش از حد برای آینده ای که هنوز نیامده است، نادیده نگیرم.

 

خدایا مگذار که در بند گذشته باقی بمانم، و چنان تعهد و دغدغه ی کشف حقیقت را در درونم شعله ور ساز که هیچگاه بخاطر آنچه در گذشته حقیقت می دانسته ام و آبرو ، حیثیت و شخصیت اجتماعی ام بدان وابسته است، از حقیقت هایی که هم اکنون بدان ها دسترسی می یابم، و ممکن است همه آنچه در گذشته حقیقت می دانسته ام به چالش بکشد و بی اعتبار سازد‏، محروم نمانم.

 

خدایا، مرا به انضباطی درونی متعهد کن، تا بفهمم و بدانم که هر کاری که دوست دارم و از آن لذت می برم را مجاز نیستم که انجام دهم.

 

خدایا، کمکم کن تا عمیقا دریابم که زندگی بیش از آنچه اغلب می پندارند جدی است، و برای هیچ انسانی استثنا قائل نمی گردد، همه ما برای آنچه می خواهیم و در آرزوی آن هستیم باید تلاش کنیم و شایستگی و لیاقت به دست آوردن آن را داشته باشیم. خدایا، به من بیاموز که بدون شایستگی و لیاقت داشتن چیزی، نخواهم که تو آن را از آسمان برایم بفرستی.

 

و در آخر ؛ خدایا، نعمت سکوت را بر من ارزانی دار ، تا در آن لحظاتی که طنین زندگی روزمره در درونم آرام می گیرد، نوای دلنشین و آرامش بخش حضور تو در روح و وجودم، مرا گرم و آرام سازد.


برچسب‌ها: مناجات دکتر مصطفی ملکیان, مصطفی ملکیان, نوشته های مصطفی ملکیان, دانلود مصطفی ملکیان, راز و نیاز مصطفی ملکیان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 دی1391ساعت 17:32  توسط رضا ایرانمنش  | 

علل و عوامل فرهنگی عقب ماندگي ايرانيان از نگاه دکتر مصطفی ملکیان+pdf

استاد مصطفی ملکیان به توصیف  علل و عوامل فرهنگی عقب ماندگيايرانيانپرداخته اند.

ايشان در اين ارتباط بیست عامل را به شرح زیر، مورد توجه قرار دادند:


  1. پيشداوري، 2. دگماتيسم‌ وجمود، 3. خرافهپرستي

، 4. بهادادن‌ به‌ داوريهاي‌ ديگران‌ نسبت‌ به‌ خود،

 5.همرنگي‌ با جماعت، 6. تلقينپذيري، 7. القاپذيري، 8. تقليد، 9. تعبد،

 10. شخصيتپرستي، 11. تعصب،12. اعتقاد به‌ برگزيدگي، 13.

 تجربه‌ نيندوختن‌ از گذشته، 14. جدي‌ نگرفتن‌ زندگي

، 15. ديدگاه‌ مبتذلنسبت‌ به‌ كار، 16. قائل‌ نبودن‌ به‌ رياضت

، 17. از دست‌ رفتن‌ قوه‌ تميز بين‌ خوشايند و مصلحت، 18.زيادهگويي

، 19. زبان‌ پريشي، 20. ظاهرنگري‌ 

Download PDF


برچسب‌ها: دکتر مصطفی ملکیان, عقب ماندگي ايرانيان, دانلود ملکیان, متن سخنرانی ملکیان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 دی1391ساعت 13:57  توسط رضا ایرانمنش  | 

دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان با موضوع شرایط حضور فرهنگی قرآن در عصر مدرن

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1391ساعت 19:31  توسط رضا ایرانمنش  | 

دانلود فایل زیپ مقالات دکتر مصطفی ملکیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1391ساعت 20:11  توسط رضا ایرانمنش  | 

دانلود فایل pdf مصاحبه ی مجله ی اندیشه ی پویا با دکتر ملکیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 مهر1391ساعت 16:26  توسط رضا ایرانمنش  | 

دانلود مقاله بازنگری فهم عرفي از دکتر ملکیان

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 خرداد1391ساعت 17:39  توسط رضا ایرانمنش  | 

آثار مصطفی ملکیان

ترجمه نگاهی به فلسفه اخلاق در سده بیستم، اثر استیون داروال و آلن گیبارد و پیتر ریلتن، تهران: سهروردی، 1381.


گفت و گوهای فلسفه فقه، قم: دفتر تبلیغات، 1377.


ویرایش عرفان اسلامی چیست؟، تهران: سهروردی، 1383.


ویرایش گوهر و صدف عرفان اسلامی، تهران: سهروردی، 1381.


ترجمه زندگی گابریل مارسل اثر سام کین، تهران: گروس، 1375؛ تهران: نگاه معاصر، 1381.


ویرایش دین و نگرش نوین، تهران: حکمت، 1377.


ترجمه لودویگ ویتگنشتاین و ربط فلسفه او به باور دینی، اثر ویلیام دونالد هادسن، تهران: گروس، 1378؛ تهران: نگاه معاصر، 1381.


مقدمه بر کتاب های گوناگون.


تاریخ فلسفه، چهار جلد، مجموعه درس های دانشگاهی.


آرای اخلاقی و سیاسی مک اینتایر، تهران: بقعه، 1379.


برچسب‌ها: آثار مصطفی ملکیان, دانلود کتاب های مصطفی ملکیان, صدانت, مصطفی ملکیان, ملکیان
+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1391ساعت 12:39  توسط رضا ایرانمنش  | 

مشكلات دين‏داري در دنياي جديد مصطفی ملکیان

مشكلات دين‏داري در دنياي جديد

مصطفي ملكيان

 19/11/81

چكيده: در اين مقاله به چهار مشكل اساسي دين‏داري در دوران جديد اشاره شده و نويسنده در پايان هر بخش به اختصار راه حل‏هاي مورد نظر خود را ارائه كرده است.

اين مشكلات را مي‏توان در چهار مشكل بزرگ طبقه‏بندي كرد. به عقيده بنده اين چهار مشكل نه فقط مهم‏ترين مشكلات دين‏داري در جهان معاصرند بلكه هر مشكل ديگري نيز در اين زمينه قابل مشاهده باشد تحت يكي از اين چهار عنوان قابل اندراج است.

مشكل اول: انسان معاصر براي استدلال‏گرايي ارزش مثبت قائل است. اين استدلال‏گرايي براي دين‏داري عصر جديد يك مشكل به شمار مي‏آيد؛ زيرا دين‏داري كم يا بيش به تعبدگرايي وابسته است، و تعبدگرايي با استدلال‏گرايي منافات دارد. بنده ابتدا منظور خود را از تعبدگرايي روشن مي‏كنم تا كساني گمان نكنند كه من گفته‏ام به اقتضاي روحيه عصر جديد نبايد در برابر خداوند تعبد داشت. تعبدگرايي و استدلال‏گرايي دو نوع موضع در اتخاذ عقيده به شمار مي‏آيند؛ يعني با دو روش مي‏شود به باوري دست يافت: روش استدلال گرايانه؛ روش تعبد گرايانه.


برچسب‌ها: مصطفي ملكيان, دکتر مصطفي ملكيان, سایت دکتر مصطفي ملكيان, سایت رسمی مصطفي ملكيان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1390ساعت 15:34  توسط رضا ایرانمنش  | 

دانلود فایل صوتی سخنرانی دکتر مصطفی ملکیان با موضوع فقر و تبعیض

چند روز پیش در اینترنت به فایل یکی از سخنرانی های استاد مصطفی ملکیان در مورد فقر و تبعیض برخورد کردم که مناسب دیدم تا لینک دانلود آن را در اینجا قرار دهم . این فایل تنها یک بخش کوچک از سخنرانی ایشان به حجم حدودا دو و نیم مگابایت است .

دانلود فایل سخنرانی استاد ملکیان (موضوع: فقر و تبعیض)


برچسب‌ها: دانلود مصطفی ملکیان, مصطفی ملکیان, صدانت3danet, دانلود کتاب های مصطفی ملکیان
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 12:40  توسط رضا ایرانمنش  | 

ارزيابي «مدرنيته» از نگاه «مصطفي ملكيان»

آفتاب - فرهنگ و انديشه: «مدرنيته» ازجمله مفاهيمى است كه امروزه در ادبيات علوم انسانى، هنر، دين، فلسفه و... دامن گستر شده و اين تب استعمال، اين مفهوم را به نوعى پريشانى دچار كرده است. به اين اعتبار، ازچندى پيش «انجمن جامعه شناسى ايران»، بانى سلسله نشست هاى علمى در باب «ارزيابى مدرنيته» شده است. سخنران دومين جلسه مصطفى ملكيان بود كه در ۱۵ اسفند ۸۴ در تالار مطهرى دانشگاه علوم اجتماعى دانشگاه تهران القا شد و مكتوب حاضر متن ويراسته اين سخنرانى در روزنامه «ايران» است. استاد ملكيان در اين نشست محور بحث خود را حول پاسخ به دو پرسش سامان داد؛ اول اينكه او خود مدرنيته را چگونه مى فهمد؟ و دوم اينكه، مدرنيته را در تجربه معاصر ايران چگونه ارزيابى مى كند؟ كه در مقام پاسخ به اين دو پرسش به هشت مؤلفه در جهان نگرى مدرنيته اشاره كرد و سپس مصاف مدرنيته با سنت و دين را مورد مداقه قرارداد.

پيدايش مدرنيسم يا تجددگرايى درغرب را مى توان واكنشى برضد سنت و دين مسيحيت دانست. تكون تاريخى تجدد تكونى است. ذاتاً نافى غير. معناى اين سخن آن است كه تجدد، خود را از راه سلب غيرتعريف مى كند و اين غير، سنت مسيحى و دين مسيحى بوده است. 
وقتى تجدد دامن گستر شد و از اروپا به بخشهاى ديگر جهان پاگذاشت اين ويژگى ضديت با «سنت» و «دين» را كما بيش در خود حفظ كرد. به اين اعتبار، مدرنيسم درهرجاى جهان در قبال «سنت» و «دين»، موضع مى گيرد و اين ويژگى مشترك نظامهاى برآمده از مدرنيسم است. من در اينجا قصد ندارم كه به اين امر بپردازم كه آيا اين جهت گيرى مدرنيسم از ابتدا بجا بود يا نابجا و اكنون تغييركردن آن بجا است يا نابجا، و اگر واقعاً مصافى بين مدرنيته و سنت باشد ما بايد به سود كدام يك موضع بگيريم. قصد من در اين گفتار، صرفاً عرضه گزارشى از استنباط شخصى خود در باب نظام مدرنيسم است. 
به نظرمى رسد كه مى توان جهان نگرى نهفته در بطن مدرنيته را با هشت مؤلفه نشان داد. با اين حال شايد نتوان يك تسلسل منطقى قابل دفاع براى تقدم و تأخر اين هشت مؤلفه عرضه كرد. ولى نوع كنش و واكنش بين اين مؤلفه ها برقرار است. بنابراين نظم و ترتيبى كه ارائه مى كنم چندان خارج از منطق نيست. 

مؤلفه هاى جهان نگرى مدرنيسم 
۱. انسانگرايى نخستين ويژگى، انسانگرايانه بودن اين جهان نگرى است. البته انسانگرايى در بافتهاى مختلف معانى عديده اى دارد. اما مراد من وجه خاصى از انسانگرايى است و تنها اين وجه را محل بحث قرار خواهم داد. معناى خاصى كه من از انسانگرايى مراد مى كنم، «ايمان به انسان» است. از اين ايمان مى توان تعبيركرد به ايمان به «علم» و «قدرت» انسان. به عبارت ديگر انسانگرايى عبارت است از باور داشتن به اينكه اگر از دست «علم انسان» كارى برنيايد قطعاً دست هيچ كس و هيچ چيز ديگرى هم برنخواهد آمد و اگر از «قدرت انسان» كارى بيرون رفت، ديگر در محدوده هيچ كس و هيچ چيز ديگرى هم نخواهدبود. بروز و تعين اين اعتقاد و باور در ادبيات دوران مدرن، در قالب اين ايده تجلى مى كند كه انسان حاكم بر سرنوشت خويش است و اسير موجود ديگرى نيست. وقتى

 انسانگرايى عبارت است از باور داشتن به اينكه اگر از دست «علم انسان» كارى برنيايد قطعاً دست هيچ كس و هيچ چيز ديگرى هم برنخواهد آمد و اگر از «قدرت انسان» كارى بيرون رفت، ديگر در محدوده هيچ كس و هيچ چيز ديگرى هم نخواهدبود. 
اين نگرش نسبت به انسان حاصل مى شود طبعاً سلسله امورى كه در ديدگاه سنتى محل توجه بود يا بايد از كانون توجه خارج شود يا اينكه صراحتاً موردنفى و انكار قرارگيرد. مثلاً در ديدگاه سنتى يكى از برجسته ترين ويژگى هاى انسان اين است كه فريب مى خورد. در ادبيات اديان و مذاهب بويژه اديان و مذاهب ابراهيمى انسان در معرض فريب خوردن است و چهار چيز در جهان موجب فريب انسان مى شوند: ابليس، دنيا، نفس و هوى. 
پس وقتى اين امكان وجوددارد كه انسان هر لحظه توسط اين چهارچيز فريفته شود بنابراين چگونه مى توان به نوع بشر اعتماد كرد و به او اميدبست و ايمان خود را معطوف به آن كرد. اما اين ديدگاه در ادبيات مدرنيته نقد و نفى مى شود. به همين دليل است كه در ادبيات مدرنيته، ديگر چيزى به نام شيطان وجودندارد يا اگر وجوددارد توان سيطره و تفوق بر آدمى را ندارد. يكى از بحث هايى كه در ميان فلاسفه اخلاق دوران مدرن شايع است، شكاف ميان «معرفت اخلاقى» و «عمل اخلاقى» است و اينكه چگونه مى توان اين شكاف را پر كرد. چنانكه اگر معرفت اخلاقى پيدا مى كرديم كه انجام كارى نادرست است آن را فرو مى گذاشتيم و يا اگر معرفت پيدا مى كرديم كه كارى درست است در جهت انجامش مى كوشيديم. 
در ادبيات دينى قديم اين شكاف را فريب خوردگى ما انسانها پر مى كرد و معتقد بودند كه ما به اين جهت به حكم معرفتهاى اخلاقى عمل نمى كنيم كه دستخوش فريب شيطان، دنيا، هوى ونفس هستيم. اما چنين باورى در فلسفه اخلاق مدرن ديگر وجود ندارد. انسان مدرن نمى گويد ما به اين جهت به حكم معرفت هاى اخلاقى عمل نمى كنيم كه فريب خورده ايم. چرا كه انسان مدرن به ايمان به علم بشرى و ايمان به قدرت بشرى التزام مى ورزد و هر ميزان كه مدرن تر هستيم التزام بيشترى مى ورزيم. اما در جهان نگرى دينى و سنتى، انسان دائماً بايد دست استمداد به درگاه خدا دراز كند و همواره از فريب شيطان برحذر باشد و علاوه بر خدا و شيطان بايد دغدغه موجودات ديگرى را هم داشته باشد و فرشتگان به او كمك رسانى كنند. 

۲. انديشه پيشرفت جهان نگرى مدرنيسم يك جهان نگرى قائل به پيشرفت است. در حالى كه در اديان و مذاهب جهانى نه تنها چيزى به نام پيشرفت وجود ندارد بلكه به جاى آن، ايده «پس رفت» به چشم مى خورد. در جهان نگرى سنتى و دينى، انسان در فطرت خود موجودى آرمانى است. در تقريباً تمامى اديان و مذاهب جهان، براى ديدن و شناختن انسان آرمانى، هر چه بيشتر بايد به عقب و به منشأ و سرچشمه بازگشت. به اين اعتبار، انسان نخستين آرمانى تر از انسان بعد و بعدتر است. در اديان و مذاهب جهان انديشه پيشرفت ديده نمى شود و دقيقاً انديشه ضدپيشرفت ديده مى شود. البته اين ايده اديان، در مقام توصيف است نه در مقام توصيه. بدين معنا كه نمى گويند پيشرفت نكنيد بلكه مى گويند بشر تاكنون پيشرفت نكرده است. متقابلاً در انديشه پيشرفت گفته مى شود ما هميشه رو به آينده اى حركت مى كنيم كه فعلاً و عجالتاً در قياس آن آينده در وضعيت بدترى هستيم اما در قياس با گذشته، وضعيت مطلوب ترى داريم. به عبارت ديگر انديشه پيشرفت حكم مى كند كه وضعيت جهان رو به كمال است. در حالى كه در تفكر سنتى و دينى، انسانهاى نخستين انسانهاى آرمانى بوده اند و هر چه از تاريخ بشر 
 در ديدگاه سنتى، هر چه از حلقه عقل بشرى فراتر رفت نه تنها واقعيتش را از دست نمى دهد بلكه واقعيت دارتر مى شود. چيزى كه در طور عقل بشرى است اگر هم واقعيت داشته باشد، واقعيت سايه وار دارد. 
مى گذرد ما از آن وجه آرمانى خود دور مى شويم. چنين ديدگاهى البته با جهان نگرى مدرن سازگارى ندارد. به اعتبار چنين ديدگاهى است كه در جهان نگرى مدرن چيزى به نام «جهنم» كمتر ديده مى شود. انسان مدرن در آينده خويش بهشت مى بيند نه جهنم. (بگذريم از اينكه مدرنيته در معناى آرمانى خود نه به بهشت قائل است و نه به جهنم) چرا كه به زعم طرفداران مدرنيسم، جهنم اساساً با انديشه پيشرفت ناسازگار است. سازگار نيست كه گفته شود ما به جلو مى رويم ولى مى رويم كه به جهنم برسيم. 

۳. ماديگرايى سومين ويژگى، جهان نگرى مادى مدرنيسم است. البته مراد از «مادى»، معناى دقيق فلسفى آن نيست بلكه به معناى تغافل از ساحت هاى متعدد وجودى انسان است كه مورد تأكيد انسان سنتى بود. امروزه تنها «ساحت جسم» و بدن و «ساحت ذهن» محل تأكيد است در ادبيات جديد چيزى به نام «نفس» و «روح» به چشم نمى آيد. در حالى كه در ادبيات دينى آنچه كه تمام طبع ما مربوط به آن است «نفس» و از آن بالاتر «روح» است. جهان نگرى مدرن در ساخت نيازها و خواستهاى آدمى، نيازهاى روحانى را به نيازهاى سايكولوژيك تحليل و تحويل مى كند. نيازهايى كه مربوط به نفس هستند تحويل شده اند به نيازهايى كه مربوط به احساسات و عواطف هستند. من از اين ويژگى با تعبير «ماديت» ياد مى كنم. بنابراين مرادم از ماديت، ماديت انسان شناختى است نه ماديت جهانشناختى. در واقع مدرنيسم در مورد ساحتهاى وجود آدمى، جهان نگرى مادى دارد. 

۴. عقل گرايى (راسيوناليسم) عقلانيت گرايى ويژگى چهارم جهانگرى مدرنيسم است. اين عقلانيت مى تواند هم در مقام عمل باشد هم در مقام نظر. البته قدما نيز قائل به عقل بودند اما تلقى ايشان از عقل، متفاوت از آن چيزى بود كه به عقل به معناى امروزى اش ارجاع مى شود. 
در ديدگاه سنتى، هر چه از حلقه عقل بشرى فراتر رفت نه تنها واقعيتش را از دست نمى دهد بلكه واقعيت دارتر مى شود. چيزى كه در طور عقل بشرى است اگر هم واقعيت داشته باشد، واقعيت سايه وار دارد. به اين اعتبار در ديدگاه سنتى، در سلسله مراتب واقعيات معتقد بودند كه عالم مجردات به دليل آنكه از عقل دورتر است داراى واقعيت بالاترى است. بعد از آن عالم مثال است و در مرتبه سوم عالم مادى و عالم طبيعت است كه به حكم آنكه كاملاً در طور فهم و تشخيص عقل بشرى است، از واقعيت كمترى برخوردار است. پيداست كه براى جهان نگرى مدرن، اين عقيده عجيب و گزنده است كه هرچه در دسترس عقل است واقعيت كم ارزش ترى دارد و هرچه از دسترس عقل دورتر است واقعيت بيشتر و شريف ترى دارد. انسان مدرن نيز به چنين خساست و شرافتى براى واقعيات قائل است اما كاملاً در خلاف جهت گذشته در جهان نگرى مدرن اتفاقاً هرچه در دسترس عقل باشد واقعيت بيشترى دارد. بدين معنا مى توان گفت كه در جهان نگرى مدرن، نوعى عقل گرايى وجود دارد. عقل گرايى در انسان مدرن ابتدا يك ديدگاه اپيستمولوژيك بود و به تدريج به ديدگاهى انتولوژيك بدل شده است. انسان مدرن ابتدا به لحاظ اپيستمولوژيك گفت كه من ادعاى وجود 
 . در ادبيات دينى، افراد مى خواهند از رحمت خدا دور نيفتند ولو به قيمت آنكه همه درد و رنج ها بر آنان عارض شود. 
چيزهايى را مى كنم كه عقل بتواند وجودشان را برهانى كند و در مورد چيزهايى كه عقل نمى تواند وجودشان را برهانى كند سكوت مى كنم. من ادعاى وجود چنين امورى را ندارم اما ادعاى عدم وجودشان را هم نخواهم داشت. اما به تدريج انسان مدرن به ادعاى اپيستمولوژيك اكتفا نكرد و گفت هرچه كه با اپيستمولوژى جديد من قابل برهانى شدن است من قائل به وجودشان هستم و به وجودهاى غيراز اين قائل نيستم و اين چنين آن را به ساحت انتولوژيك وارد كرد. در جهان نگرى مدرن وقتى ادعاى وجود چيزى را مى كنيد يا بايد استدلال آوريد كه نشان دهد ادعايتان صادق است يا لااقل اگر صادق هم نيست ادعايتان موجه يا حداقل معقول است و اين خلاف چيزى است كه در انسان قديم وجود داشت. 

۵. ويژگى تجربى 
ويژگى پنجم، ويژگى تجربى بودن اين جهان نگرى است. معنايى كه من از تجربى بودن مراد مى كنم در مقابل عقل گرايى قرار نمى گيرد. تجربى بودن به اين معنا است كه در تفكر مدرن هرچيزى را مى توان در معرض آزمون قرار داد و نسبت به آن موضع نقادانه گرفت. انسان مدرن هيچ چيز را فوق آزمون نمى داند و اين بدان معنا است كه انسان مدرن هيچ چيز را بى چون و چرا نمى داند. بنابراين مى توان گفت كه او هيچ چيز را مقدس قلمداد نمى كند چرا كه يكى از ويژگى هاى امر قدسى اين است كه چون و چرا ناپذير است . در حالى كه در اديان و مذاهب بسيارى امور وجود دارند كه غيرقابل آزمون و تجربه ناپذير و بايد بدون چون و چرا آن را پذيرفت . قهراً اين سخن در تفكر مدرن قابل دفاع نيست.
 
۶. برابرى طلبى ويژگى ششم كه با ويژگى تجربى بودن ارتباط مستقيمى دارد ويژگى مساوات طلبى است . آنچه از مساوات طلبى مراد مى كنم، آن معناى حقوقى كه در حقوق اجتماعى ، حقوق سياسى، حقوق اقتصادى و ... وجود دارد نيست بلكه برابرى طلبى در عالم معرفت مدنظر است. در جهان نگرى مدرن اين سخن قابل دفاع نيست كه بگوييم چون كسى پير است ، مرشد است يا قديس است پس بايد ادعايش را پذيرفت بلكه براين نكته تأكيد مى شود كه هركس تا چه ميزان مى تواند مدعايش را به كرسى فهم و قبول برساند. در واقع انسان مدرن براى فهم دليل، اولويت قائل است تا به قبول مدعا. يعنى ابتدا به ادله توجه دارد سپس به مدعيان و اين يعنى جهان نگرى برابرى طلبى در نظام مدرن. 

۷. فرد گرايى ويژگى هفتم ويژگى فردگرايانه اين جهان نگرى است. معنا و نتيجه فردگرايى اين است كه در نهايت، تحصيل حقوق فرد مهم است. در واقع ترازو و سنجه انسان مدرن براى رد يا قبول نظامهاى حقوقى مختلف (اعم از سياسى، اقتصادى ، قضايى، جزايى، خانواده ، بين الملل و ...) موفقيت يا عدم موفقيتى است كه اين نظامهاى حقوقى در تحصيل حقوق فردى دارند و اين به اين معنا است كه هويتى فوق 
 به عقيده من، به هيچ عنوان نمى توان گفت كه جامعه ايرانى امروز ما در ابتداى قرن ۲۱ يك جامعه مدرن است. من نشانه هاى مدرنيته را در ايران در هيچ يك از لايه ها و ساختارهاى جامعه نمى بينم، نه در دانشگاه ، نه در سياست، نه در اقتصاد و نه در ميان توده مردم. 
هويت فردى نمى تواند محل داورى قرار گيرد. هويتهايى مثل هويت قوم، هويت قبيله، نظام ، ملت و ... همه بايستى به حقوق فرد ارجاع و تحويل شوند. به همين اعتبار است كه جهان مدرن به اديان ومذاهبى كه به هويت هاى جمعى قائل هستند و براى حفظ هويتهاى جمعى تلاش مى كنند اقبال كمترى نشان مى دهند و از اديانى كه فرد را محل توجه خود قرار مى دهند استقبال بيشترى مى كنند. راز اين نكته را مى توان در ويژگى فردگرايى جهان نگرى مدرن دانست. 

۸. احساسات گرايى آخرين ويژگى كه براى جهان نگرى مدرن مى توان برشمرد ويژگى احساسات گرايى اين جهان نگرى است. بدين معنا كه انسان مدرن ملاك همه داوريهاى خود را بر درد و رنج انسانها مى گذارد و براى رفع درد و رنج و ايجاد لذت تلاش مى كند. 
در يونان و رم قديم، مفهومى به نام «سعادت» وجود داشت كه مفهومى هدونيستى بود. يونانيان براين باور بودند كه لذت حاصل چند چيز است و با حاصل آمدن اين لذات است كه انسان به سعادت مى رسد. ارسطو با داشتن ديدگاهى هدونيستى (لذت گرايى ) مى گفت كه انسان سعادتمند انسانى است كه زيبايى، ثروت، جمال و رفيق شفيق داشته باشد. در نهايت نكته اى كه مدنظر ارسطو بود اين بود كه فقدان درد و رنج و وجود پاره اى لذات، انسان را سعادتمند مى كند. مدرنيته هم چنين جهان نگرى را مدنظر دارد. 
از قرن هفدهم به بعد ديدگاهى كه در فلسفه اخلاق روز به روز بيشتر قوت گرفت ديدگاهى است كه معتقد است كار درست كارى است كه كمترين درد و رنج و بيشترين لذت را فراهم كند. اين ديدگاه به اين جهان نگرى منتهى مى شود كه از ميان ساحت هاى مختلف انسان، ساحت احساسات و عواطف اهميت بيشترى دارد و بالمآل هرچيزى كه رنج كمتر و لذت بيشتر فراهم مى آورد درست تر تلقى مى شود. 
اينكه ملاك داورى هاى اخلاقى بر امرى روانشناختى استوار شود عين احساسات گرايى است. به عبارت ديگر اين ديدگاه معتقد است كه ما آمده ايم تا براى خود و ديگران، درد و رنج كمتر و لذت بيشتر و بهتر را فراهم آوريم. سعادت و نجات بهترين چيز براى انسان است و درد و رنج و عدم بدترين چيز . در حالى كه اديان مى گويند بدترين چيز براى انسان، ملامت و لعنت و دورى از قرب الهى است. در ادبيات دينى، افراد مى خواهند از رحمت خدا دور نيفتند ولو به قيمت آنكه همه درد و رنج ها بر آنان عارض شود. البته در مسيحيت، پروتستانها بر اين باور بودند كه فراخناى اين جهانى نشان رحمت الهى است در حالى كه كاتوليك ها معتقد بودند كه هر كه به نزد پروردگار محبوب تر است درد و رنج بيشترى عايدش مى شود و اين يكى از موارد اختلاف بين كاتوليك ها و پروتستانها بود. 
وقتى پروتستانها زندگى اين جهانى را نشان رحمت الهى دانستند، در واقع پلى زدند از ديدگاه دينى و سنتى به ديدگاهى متجددگرايانه. ديدگاهى كه مى گويد هيچ چيز بدتر از درد و رنج و هيچ چيز بهتر از لذت نيست. اين ديدگاه با جهان نگرى دينى سازگار است. در جهان نگرى دينى تمام دغدغه انسان اين است كه اهل نجات باشد ولو نجاتش به اين قيمت حاصل شود كه تمام درد و رنج ها بر او ببارد و بدترين چيز براى يك متدين اين است كه از رحمت خدا دور شود ولو به اين قيمت حاصل شود كه شاد زندگى نكند و با لذت دست به گريبان باشد.

جهان نگرى كه اين ۸ ويژگى را داشته باشد چاره اى ندارد جز اينكه دست در آغوش علوم تجربى داشته باشد. روى آوردن به علوم تجربى نتيجه چنين جهان نگرى است. وقتى علوم 
 مى توان گفت كه ايران به لحاظ وجه تمدنى، يك كشور مدرن است چون از آخرين دستاوردهاى صنعت و فناورى استفاده مى كند ، اما به لحاظ وجه فرهنگى هنوز ايران مدرنيته را تجربه نكرده است. 
تجربى رشد مى كند طبعاً تكنولوژى و فناورى هم رشد مى كند. 
به اين اعتبار مى توان گفت كه جهان نگرى مدرنيته، جامعه صنعتى و تكنولوژيك را به دنبال خواهد داشت و اين تكنولوژى كه در تمدن مدرن وجود دارد همه با چند واسطه متأثر از اين هشت ويژگى مدرنيسم هستند. اگر جامعه اى به اين ۸ ويژگى قائل باشد بايد علوم تجربى هم داشته باشد و بالمآل بايد اين علوم تجربى را به علم و صنعت تبديل كند چرا كه اگر مى خواهد تجسد اين علوم تجربى را ببيند چاره اى جز اين ندارد. البته اين نكته قابل ذكر است كه در اينجا اين هشت ويژگى جهان نگرى مدرنيته، به طور افراطى طرح شدند تا قابليت طرح يابند و بتوانيم شرايط آرمانى انسان مدرن را ترسيم كنيم. 
به اين اعتبار هم فرد مى تواند به طور ذومراتب مدرن شود و هم جامعه مى تواند ذومراتب مدرن باشد. بنابراين وقتى مدرنيته ذومراتب شد طبيعتاً جمع بين «مدرنيته» و «دين» هم ذومراتب مى شود. 
به اين اعتبار مى توان انسان مدرنى داشت كه متدين هم باشد. با اين حال به عقيده من، تمام مدرنيته با تمام تدين قابل جمع نيست. به عبارت ديگر ناممكن به نظر مى رسد كه فرد يا جامعه اى با حفظ تمام ويژگى هاى مدرنيته، يك ديندار با تمام مشخصات و شاخص هاى تفكر دينى (منظورم اديان تاريخى نهادينه است ) باشد. 

ارزيابى مدرنيته در تجربه معاصر ايران 
بى گمان آشنايى ايرانيان با مدرنيته باعث شد كه ما به برخى جهان نگرى هاى سابق خود با ديد ترديد بنگريم و در اهداف خود بازنگرى كنيم. اما به عقيده من، به هيچ عنوان نمى توان گفت كه جامعه ايرانى امروز ما در ابتداى قرن ۲۱ يك جامعه مدرن است. من نشانه هاى مدرنيته را در ايران در هيچ يك از لايه ها و ساختارهاى جامعه نمى بينم، نه در دانشگاه ، نه در سياست، نه در اقتصاد و نه در ميان توده مردم. اما شايد بپرسيد كه از تكنولوژى و فناورى استفاده مى كنيم و جامعه اى صنعتى داريم پس چطور هنوز مدرن نشده ايم. جواب من به اين پرسش چنين خواهد بود كه اين يك خطا در تشخيص است كه فكر مى كنيم مدرن شده ايم. در اينجا بايد به يك تقسيم بندى اشاره كنم و وجه «فرهنگى» مدرنيته را از وجه «تمدنى» آن تفكيك كنم. وقتى كسى آن هشت مؤلفه جهان نگرى مدرنيته را در خود داشته باشد او به لحاظ فرهنگى مدرن شده است. اما اين فرهنگ مدرن در عالم خارج يك سلسله نتايج و آثارى دارد. در واقع فرآورده هاى آن نگرش انفسى (subjective) وقتى به فرآورده هاى آفاقى (objective) بدل شد (يعنى علم تجربى، فناورى و متعاقب آن صنعت به وجود آمد) آنگاه وجه تمدنى مدرنيته نيز شكل مى گيرد. ما در ايران در اين وجه تمدنى مدرنيته شريك و سهيم شده ايم. به اين اعتبار مى توان گفت كه ايران به لحاظ وجه تمدنى، يك كشور مدرن است چون از آخرين دستاوردهاى صنعت و فناورى استفاده مى كند ، اما به لحاظ وجه فرهنگى هنوز ايران مدرنيته را تجربه نكرده است. اگر بنا است در مدرنيته «عقلانيت» صادق و فائق باشد، در جامعه ايران عقلانيتى از جنس عقل مدرن نمى بينيم. گويا هر قدر كه حرص و ولع ما براى استفاده از وجه تمدنى مدرنيته بيشتر مى شود از وجه فرهنگى مدرنيته فاصله بيشترى مى گيريم. 


برچسب‌ها: ارزيابي مدرنيته مصطفي ملكيان, مصطفي ملكيان, دکتر مصطفي ملكيان
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 12:33  توسط رضا ایرانمنش  | 

دانلود کتاب معنویت در نهج البلاغه



برچسب‌ها: دانلود کتاب معنویت در نهج البلاغه از دکتر ملکیان, دانلود معنویت در نهج البلاغه, دانلود مصطفی ملکیان, دانلود, صدانت نهج البلاغه
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 12:23  توسط رضا ایرانمنش  | 

کلام استاد مصطفی ملکیان

«... من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ

 امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسان هاي گوشت و خون داري‌هستم که مي آيند، رنج مي برند

 و مي روند. سعي کنيم که اولاَ : انسان ها هرچه بيشتر با حقيقت مواجهه يابند، به حقايق هرچه

 بيشتري دست يابند؛ ثانياَ هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاَ هرچه بيشتر به نيکي و نيکوکاري

 بگرايند و براي تحقّق اين سه هدف از هرچه سودمند مي تواند بود بهره مند گردند، از دين گرفته تا علم،

 فلسفه، هنر، ادبيات و همه دستاوردهاي بشري ديگر. » 


برچسب‌ها: استاد مصطفی ملکیان, دکتر مصطفی ملکیان
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 11:54  توسط رضا ایرانمنش  | 

بیوگرافی(زندگینامه)مصطفی ملکیان

مصطفی ملکیان، اندیشمند، نویسنده،‌ مترجم و ویراستار متون اخلاقی و دینی سال 1335 در شهرضای استان اصفهان متولد شد.

ملکیان تحصیل در رشته مهندسی مکانیک را در دانشگاه تبریز به سال ۱۳۵۲ آغاز کرد، اما دغدغه‌های فلسفی و کلامی وی را رها نکرد و سبب شد تا وی رشته فنی را رها و به سراغ فلسفه برود. او تحصیل در حوزه و دانشگاه را هم‌زمان پی گرفت.

ملکیان  در سال ۱۳۶۵ در رشته فلسفه موفق به اخذ مدرک لیسانس شد و با اینکه تنها یک گام تا دفاع از پایان نامه کارشناسی ارشد فلسفه اسلامی دانشگاه تهران فاصله داشت از ادامه تحصیل انصراف داد. سپس به قم رفت و سالیانی نیز به تحصیل در حوزه ی علمیه ی قم پرداخت. وی از شاگردان موسسه امام خمینی بود که زیر نظر آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی اداره می‌شود و مدتی هم در این موسسه به تدریس پرداخت. ویرایش کتاب «جامعه و تاریخ» آیت‌الله مصباح یزدی از نتایج این همکاری است.

مدتی بعد به تهران عزیمت کرد. در قم از محضر بزرگانی چون آیت‌الله جوادی آملی انصاری شیرازی و بهاءالدینی بهره برد.

وی اکنون به تدریس فلسفه در مراکز پژوهشی قم از جمله دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و دانشگاه‌هایِ تهران اشتغال دارد و تابه‌حال چندین پایان نامه دانشگاهی با هدایت و مشاوره‌ او به سرانجام رسیده است. روش وی در طرح مسائل فلسفی، تحلیلی و در محتوا وجودگرایانه است.

ما آنچه که در چند سال اخیر به وجه ممیزه ملکیان از دیگر روشنفکران و اهل اندیشه تبدیل شده است، پی‌گیری مباحث معنوی در حوزه اخلاق و دین است که برخی از دیدگاه‌هایش را در کتاب‌هایی چون معرفت و معنویت و یا راهی به رهایی و مهر ماندگار می‌توان جست و جو کرد.

به گفته ملکیان روشنفکران باید به تقلیل مرارت و تقریر حقیقت سرگرم باشند وگفته‌ای معروف دارد که "من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هیچ امر انتزاعی از این قبیل. من دل نگران انسان‌های گوشت و خون داری هستم که می‌آیند، رنج می‌برند و می‌روند."

سعی کنیم که اولاَ: انسان‌ها هرچه بیشتر با حقیقت مواجهه یابند، به حقایق هرچه بیشتری دست یابند؛ ثانیاَ هرچه کمتر درد بکشند و رنج ببرند و ثالثاَ هرچه بیشتر به نیکی و نیکوکاری بگرایند و برای تحقّق این سه هدف از هرچه سودمند می‌تواند بود بهره‌مند گردند، از دین گرفته تا علم، فلسفه، هنر، ادبیات و همه دستاوردهای بشری دیگر.»

راهی به رهایی، مشتاقی و مهجوری، مهر ماندگار، سیری در سپهر جان از جمله کتاب‌های ملکیان است که عمدتا از سوی انتشارات نگاه معاصر به بازار کتاب عرضه شده است.

دو ترجمه نگریستن از ناکجا به هرکجا و زندگی گابریل مارسل هم از جمله آثاری است که وی برگردان فارسی کرده است.

نگارش مقدمه‌های عالمانه بر برخی کتاب‌‌های حوزه کلام و اخلاق از دیگر فعالیت‌های فکری مصطفی ملکیان به شمار می‌رود.

ملکیان سخنرانی‌های متعددی در زمینه‌های گوناگون فکری و فرهنگی‌ ایراد کرده است که برخی از‌آنها به صورت کتاب هم انتشار یافته‌اند.

ازجمله این آثار مجموعه‌ای چهار جلدی تاریخ فلسفه است که وی در کلاس‌های دانشگاهی بیان کرد و به صورت جزوه‌ای در شمارگانی محدود انتشار یافت که بعدها با مخالفت ملکیان جمع آ‌وری شد. وی هم اینک سرگرم تکمیل این مجموعه و افزودن منابع و استنادات علمی به آن است.


برچسب‌ها: مصطفی ملکیان, بیوگرافی مصطفی ملکیان, دانلود مصطفی ملکیان, مدرک مصطفی ملکیان
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1390ساعت 11:42  توسط رضا ایرانمنش  |